السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
129
تفسير الميزان ( فارسي )
* ( « وَالَّذِي خَلَقَ الأَزْواجَ كُلَّها وَجَعَلَ لَكُمْ مِنَ الْفُلْكِ وَالأَنْعامِ ما تَرْكَبُونَ » ) * بعضى از مفسرين « 1 » گفتهاند : مراد از « ازواج » ، اصناف موجودات از نر و ماده و سياه و سفيد و امثال آن است . بعضى « 2 » ديگر گفتهاند : مراد جفت از هر چيز است ، چون هر چيزى - به جز خداى تعالى - زوجى دارد ، مانند : بالا و پايين ، چپ و راست ، ماده و نر . * ( « وَجَعَلَ لَكُمْ مِنَ الْفُلْكِ وَالأَنْعامِ ما تَرْكَبُونَ » ) * - يعنى « تركبونه » و برايتان از كشتى و چارپايان چيزهايى قرار داد كه سوارش شويد . كلمه « تركبون » از « ركوب » است كه وقتى در مورد حيوانات يعنى اسب و شتر و امثال آن استعمال شود ، به خودى خود متعدى مىگردد ، و مىگوييم « ركبت الفرس » و چون در مورد كشتى و مانند آن به كار مىرود ، با كلمه « فى » متعدى مىگردد ، مىگوييم « ركب فيه » همانطور كه در كلام خداى تعالى آمده : « فَإِذا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ » و اگر در آيه مورد بحث كه سخن از كشتى هم به ميان آمده كلمه « فى » نياورده براى اين است كه جانب انعام را غلبه داده باشد . * ( « لِتَسْتَوُوا عَلى ظُهُورِه ثُمَّ تَذْكُرُوا نِعْمَةَ رَبِّكُمْ إِذَا اسْتَوَيْتُمْ عَلَيْه وَتَقُولُوا ) * . . . * ( لَمُنْقَلِبُونَ » ) * « استواء بر ظهر » به معناى استقرار بر پشت حيوان ، و يا هر مركب ديگر است . و ضمير در كلمه « ظهوره » به « ما » ى موصوله در جمله « ما تركبون » و ضمير در جمله * ( « إِذَا اسْتَوَيْتُمْ عَلَيْه » ) * نيز به همان موصول برمىگردد ، و در اين آيه جمله * ( « لِتَسْتَوُوا عَلى ظُهُورِه » ) * با آوردن كلمه « ظهور » ، و جمله « استويتم عليه » بدون آوردن كلمه « ظهور » ، به يك معنا است ، چون هم مىتوان گفت بر پشت حيوان سوار شدم ، و هم مىتوان گفت بر حيوان سوار شدم . و مراد از « به ياد آوردن نعمت رب بعد از استواء بر پشت حيوان يا كشتى » اين است كه به ياد نعمتهايى بيفتى كه خدا آنها را مسخر انسان كرده ، و انسان از آنها استفاده مىكند مثلا از يك محل به محل ديگر مىرود ، و بار و بنه خود را حمل مىكند ، هم چنان كه در جاى ديگر فرموده : « وَسَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ لِتَجْرِيَ فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِه » « 3 » و نيز فرموده : « وَالأَنْعامَ خَلَقَها . . . وَتَحْمِلُ أَثْقالَكُمْ إِلى بَلَدٍ لَمْ تَكُونُوا بالِغِيه إِلَّا بِشِقِّ الأَنْفُسِ » « 4 » . و ممكن هم هست مراد از يادآورى نعمت ، يادآورى مطلق نعمتها باشد ، چون
--> ( 1 و 2 ) روح المعانى ، ج 25 ، ص 67 . ( 3 ) كشتىها را مسخر كرد براى شما تا به امر خدا در دريا جريان يابد . سوره ابراهيم ، آيه 32 . ( 4 ) و چارپايان را آفريد . . . و بار و بنه خود را به وسيله آن به نقاط دورى حمل مىكنيد كه بدون آنها نمىتوانيد حمل كنيد ، مگر به جان كندن . سوره نحل ، آيه 7 .